گسست میان حرفه و رشته علم اطلاعات و دانش شناسی

پنل مطالعات صنفی، گسست میان حرفه و رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی

مهدی رحمانی (دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی (بازیابی اطلاعات و دانش)، دانشگاه تهران)

هدف اصلی دانشگاه ایفای نقش آموزش و پژوهش به صورت مثمر ثمر است. در بخش آموزش، دانشگاه متناسب با اهداف مشخصی اقدام به برنامه ریزی درسی می کنند. این اهداف می‌تواند در جهت رفع مشکلات علمی کشور باشد، در جهت اشتغال و کارآفرینی و یا در جهت تربیت استادان و متخصصان برای ادامه فرایند آموزش باشد

 هدف دانشگاه ها از بخش پژوهش شامل توسعه بازار پژوهش دانشگاه، هدایت پژوهش های دانشگاه به سمت حل مشکلات جامعه و برآوردن نیازهای واقعی جامعه و به‌سازی محیط (شامل مجموعه فعالیت‌های مستمر) به منظور افزایش بهره وری و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های پژوهشی موجود است.

داشتن دید وسیع پیرامون بازار کار رشته ها پیش از اقدام به برنامه ریزی به منظور جذب دانشجو، تدوین و طراحی رشته ها و گرایش های جدید و برنامۀ درسی متناسب با آنها و تأسیس گروه ها و واحدهای آموزشی و پژوهشی جدید؛ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. متاسفانه امروزه دانشگاه‌ها بدون شناخت بازار کار و مطالعۀ جمعیت شناختی یک جامعه، به صورت بی رویه اقدام به جذب دانشجو می‌کنند که  نتیجۀ آن ورود فارغ التحصیلان بیکار به جامعه است. دانش آموختگانی که برای یافتن شغل سرگردانند و جامعه و صنعت نیز از آن‌ها استقبال نمی‌کنند.

در کشورهای پیشرفته و دانشگاه‌های برتر دنیا معمولا ابتدا شغلی به وجود می‌آید سپس بر اساس آن شغل دانشگاه اقدام به تاسیس رشته یا گرایش و جذب دانشجو می‌کند. نتیجه این کار این می‌شود که دانشجو از بدو ورود به دانشگاه می‌داند که قرار است برای احراز چه شغلی مهارت کسب کند و دانشگاه نیز می‌داند که دانشجو برای احراز شغل مورد نظر چه مهارت‌هایی نیاز دارد. اما در جامعه ما چالش اصلی این است که ابتدا رشته تحصیلی در دانشگاه تاسیس می‌شود و بعد از تربیت تعداد زیادی دانش آموخته در آن رشته به دنبال ایجاد شغل برایشان می‌گردیم. در جامعه ما دانشگاه براساس سیاست‌های خود، مسائل بودجه‌ای و درآمدی و از همه مهم‌تر چشم و هم چشمی و ایجاد اسم های دهن پر کن، اقدام به تاسیس رشته‌های جدید بدون برنامه ریزی شغلی و بررسی وجود شغل یا نیاز جامعه می کند، که نتیجه آن افزایش نرخ بیکاری و بی ثمر بودن تاثیر دانشگاه در حل مشکلات جامعه است.

در کلیه رشته‌های علمی همچون علم اطلاعات و دانش شناسی، پیش از آنکه گرایش های جدید تأسیس شود، گروه های جدید در دانشگاه های مختلف شکل بگیرند و یا دانشجو جذب دانشگاه ها شود؛ باید وضعیت بازار کار حرفه مورد بررسی قرار گیرد و پاسخ سوال‌های زیر ارائه شود:

  1. آیا زمینۀ جذب بازار کار برای فارغ التحصیلان گرایش های مختلف این رشته وجود دارد؟
  2. چند مؤسسه یا سازمان برای جذب متخصص کتابداری و اطلاع رسانی اعلام نیاز کرده اند؟
  3. آیا گرایش های جدید مورد استقبال جامعه قرار می گیرد یا قرار گرفته است؟
  4. آیا مدیران سازمانی به جذب فارغ التحصیلان مقاطع مختلف تحصیلی مُجاب شده اند؟
  5. برنامۀ درسی که برای دانشگاه ها تصویب می شود و گروه های آموزشی را ملزم به پیاده سازی این برنامه ها می کنند آیا متناسب با سطح انتظار بازار کار هست؟

اینها سوال‎هایی است که باید همه ما به آن فکر کنیم و البته مسئولان کمیته برنامه ریزی علم اطلاعات و دانش شناسی و صد البته شورای برنامه ریزی آموزش عالی باید به آن جواب دهند. آیا در تاسیس گرایش‌های رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی به این موارد دقت شده است؟

به طور مثال ما گرایش علم سنجی را در دانشگاه‌ها ایجاد کردیم، کدام یک از موارد فوق را در این باره مورد بررسی قرار دادیم؟  ما در حال حاضر در گرایش های مختلف مدیریت اطلاعات، علم سنجی، بازیابی اطلاعات و دانش، مدیریت دانش، مدیریت کتابخانه های دانشگاهی، کتابخانه های عمومی، کتابخانه های دیجیتال و آرشیو اقدام به جذب دانشجو می‌کنیم. طبق بررسی‌های انجام گرفته در آگهی‌های استخدامی در مراکز مختلف هیچ طبقه شغلی تحت این عناوین وجود ندارد و عملا دانشجوی کتابداری با گرایش مدیریت اطلاعات و دانشجوی کتابداری با گرایش کتابخانه‌های عمومی تفاوتی در شرایط احراز مشاغل حوزه کتابداری ندارند.

از طرف دیگر در استخدامی‌های ما ردیف شغلی برای گرایش‌ها تعریف نشده است، یعنی ما ردیف شغلی تحت عنوان علم سنج، مدیر اطلاعات، مدیر کتابخانه عمومی، مدیر کتابخانه دانشگاهی، مدیر کتابخانه دیجیتال و … درآیین‌نامه‌ها و دستوالعمل‌‌های استخدامی نداریم. بنابراین چالش اصلی بازار کار حرفه علم اطلاعات و دانش شناسی این است که ردیف شغلی برای تخصص‌های موجود وجود ندارد  و دانش آموخته متخصص در هر کدام از گرایش‌های علمی امیدی برای اشتغال ندارد و یا اگر قرار باشد جایی شاغل شود براساس تخصص اصلی اش مشغول به کار نمی شود و اشتغالش بیشتر به دلیل حوزه علمی عمومی او که کتابداری است صورت می‌گیرد.

چالش دوم این است که آیا سرفصل دروس در گرایش‌های علمی پاسخگوی نیاز بازار کار و جامعه است؟ آیا دانش آموخته رشته علم اطلاعات و دانش شناسی مهارت های لازم برای بازار کار را دریافت کرده است؟ طبق بررسی که صورت گرفته است و مذاکره با چند شرکت فعال در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و تنی چند از کارمندان کتابخانه ملی به این نتیجه رسیدیم که دانش آموختگان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از مهارت های لازم برای احراز مشاغل کتابداری برخوردار نیستند و نیاز به صرف هزینه و زمان زیادی دارند تا بتوانند مهارت های لازم را کسب کنند. به این دلیل برای شرکت ها و کتابخانه ها تفاوتی ندارد که متقاضی اشتغال، دانش آموخته علم اطلاعات و دانش شناسی باشد یا رشته های نزدیک به کتابداری همچون مدیریت، فناوری اطلاعات، ارتباطات و … .

مهارت نداشتن دانش آموخته رشته علم اطلاعات و دانش شناسی چند دلیل دارد:

دلیل اول این است که سرفصل دروس ناکارآمد است و نمی تواند در تربیت دانش آموخته توانمند مثمر ثمر باشد، انتخاب سرفصل‌ها باید به صورت کارشناسی شده انجام شود و دروس باید براساس نیاز بازار کار و جامعه تدوین شوند. در غیر این صورت سرفصل دروس نمی تواند کاربردی باشد. در تدوین سرفصل‌ها معمولا ۲۰ درصد دست گروه ها باز گذاشته می‌شود و گروه علمی می‌تواند براساس نیاز جامعه و البته بررسی‌های کارشناسی شده اقدام به آموزش دروس جدید کند. متاسفانه در برخی دانشگاه‌ها برای راحتی کار و البته به دلیل نداشتن استاد در رشته علمی علم اطلاعات و دانش شناسی واحدهای نظری و تئوری پایه را برای بیست درصدی که دستشان باز است انتخاب می کنند تا کار سریعتر پیش برود و مهم هم نیست دانشجو مهارت کسب می کند یا خیر. بنابراین در این زمینه می توان سه پیشنهاد ارائه کرد. پیشنهاد اول این است که گروه های علمی با گاردی بازتر کسب مهارت های مورد نیاز دانش آموخته علم اطلاعات و دانش شناسی براساس نیازهای جامعه را مورد توجه قرار دهند و برای مهارتهای مورد نیاز واحدهای درسی تنظیم کنند. راهکار دوم این است که انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران ارزیابی از گروه های علمی داشته باشد و گروه هایی که به روز نیستند و یا در تربیت دانش آموخته توانمند اهمال و سستی می کنند را به عنوان گروه های بی اعتبار معرفی کند. راهکار سوم هم این هست که انجمن های علمی دانشجویی و در کنار آن ها ادکا با همکاری استادان، حرفه مندان و متخصصان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی ارزیابی در مورد نیازهای جامعه داشته باشند و بر این اساس برنامه ریزی برای برگزاری دوره‌های آموزشی درکنار آموزش های دانشگاهی داشته باشند.

ایراد دوم به دانش آموختگان باز می‌گردد. شاید عادت اشتباهی که در میان برخی دانش آموختگان رواج یافته است این است که یک دانش آموخته کتابداری فقط در کتابخانه مشغول به کار می‌شود و کار کتابدار در کتابخانه هم فقط امانت کتاب است. بنابراین با خواندن چند کتاب تئوری در آزمون های استخدامی شرکت می کند، پذیرفته می شود و بدون هیچ مهارت عملی مشغول به کار می شود. متاسفانه طبق بررسی های انجام گرفته این مساله کم نیست و گریبانگیر بسیاری از شرکت ها و سازمان هایی است که از بین دانش آموختگان کتابداری اقدام به استخدام می‌کنند.

برای حل این مشکل راهکارهای متعددی وجود دارد که یکی از مهم ترین آن ها اعطای گواهی مهارتی از سوی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران است. همانطور که یک پزشک برای اینکه بتواند مشغول به کار شود باید گواهی نظام پزشکی داشته باشد، یا یک روانشناس بخواهد مطب بزند باید گواهی سازمان روانشناسی داشته باشد یا اینکه یک دامپزشک بخواهد شروع به کار کند باید از نظام دامپزشکی مجوز بگیرد، یا یک مهندس برای اشتغال باید از سازمان نظام مهندسی مجوز بگیرد و بسیاری موارد دیگر، کتابدار نیز برای اشتغال باید از انجمن کتابداری و اطلاع رسانی بتواند مجوز دریافت کند. این مجوز به معنای توانمندی دانش آموخته و نشان از مهارت‌های دانش آموخته در عرصه‌های مختلف شغلی دارد. بنابراین انجمن کتابداری و اطلاع رسانی باید در این زمینه برنامه ریزی داشته باشد و آرام آرام به این سمت حرکت کند.

پریناز بابایی برای مقایسه انطباق سرفصل دورس و مشاغل رشته کتابداری در خارج از ایران، سرفصل دروس ۶ دانشگاه معتبر آمریکایی و کانادایی را مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان داده است که  دروس ارائه شده در گروه های نه گانه ای همچون تکنولوژی اطلاعات (۴۴ عنوان) خدمات اطلاع رسانی و مرجع (۳۱)، مدیریت مراکز اطلاع رسانی (۲۹)، آرشیو و موزه (۲۲)، تعامل انسان و اطلاعات (۲۱)، مبانی و فلسفه کتابداری و علم اطلاعات (۱۴)، جامعه شناسی اطلاعات (۱۳)، اخلاق و امنیت اطلاعات (۱۲) و سازماندهی اطلاعات و دانش (۱۰) دسته بندی شده اند.

در مرحله بعد چهارده آگهی استخدامی دربرگیرندۀ پست ها و نقش های کتابداران و متخصصان علم اطلاعات را مورد بررسی و تحلیل قرار دادند. این آگهی ها اغلب در سایت انجمن کتابداران آمریکا و گروه بحث انجمن آمریکایی تکنولوژی و علم اطلاعات ارائه می شود. اغلب این چهارده پست شامل نقش های جدیدی است که برای کتابداران در عصر حاضر اطلاعات پیش بینی شده است.

شغل سازمان مورد تقاضا
سرپرست بخش توسعۀ سیستم ها کتابخانۀ دانشگاهی
سرپرست توسعۀ مجموعۀ کتابخانه کتابخانۀ عمومی
متخصص رسانه کتابخانۀ آموزشگاهی
کتابدار طرح های دیجیتالی کتابخانۀ دانشگاهی
کتابدار منابع الکترونیک کتابخانۀ دانشگاهی
مدیر اطلاعات آژانس دولتی فدرال
کتابدار- پژوهشگر محیط دانشگاه
کتابدار وب و منابع الکترونیک آژانس دولتی فدرال
کتابدار ارتباطات علمی مرکز اطلاعات زیست پزشکی
کتابدار داده های پژوهشی کتابخانۀدانشگاهی
کتابدار انفورماتیک کتابخانۀ دانشگاهی
کتابدار خدمات علمی/پژوهشی کتابخانۀ دانشگاهی (بخش مرجع)
متخصص دسترسی الکترونیک و تولید فراداده کتابخانۀ دانشگاهی (بخش فراداده و فهرست نویسی)
مدیر منابع دیجیتالی مرکز تاریخ علم (کتابخانۀ جامعۀ سلطنتی)

شروط لازم برای استخدامی: تخصص، گواهی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی آمریکا، مهارت های ارتباطی، مهارت‌های مدیریتی و مهارت‌های تکنولوژیکی بودند.

همانطور که بیان شد هر یک از این پست ها نیز بر ارائۀ مدرک مورد تأیید انجمن کتابداران آمریکا تأکید بسیار می ورزند. این نشان می دهد که انجمن کتابداری و اطلاع رسانی نقش پر رنگی در آموزش تخصصی دانشجویان کتابداری و علم اطلاعات دارد و یکی از مسئولیت های اصلی اش آماده سازی دانشجوها برای ورود به بازار کار آینده است. انجمن کتابداران آمریکا بر برنامۀ آموزشی دانشگاه های آمریکای شمالی نظارت دارد و به مدارک دانشگاهی با مهر تأییدی که خود بر آنها می زند اعتبار می بخشد.

در گام بعد قصد دارم نتایج پژوهش فوق را با کتابداری در ایران مقایسه کنم. بنابراین به بررسی آگهی‌های استخدام کتابداری در وب‌سایت‌های مختلف کاریابی، لیزنا، ایبنا، شرکت‌های نرم افزاری و سخت افزاری، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، سازمان فرهنگی هنری شهرداری و خود گوگل پرداخته شد. مساله اول این بود که در کل این سایت ها فقط ۲ آگهی استخدام برای سال ۹۷ بازیابی شد و تعداد ۱۵ آگهی استخدام مربوط به سال‌های قبل از ۹۶ بازیابی شدند. کلیه این آگهی‌ها مورد بررسی قرار گرفت. ۱۶ آگهی در ردیف شغلی کتابدار اقدام به استخدام می کردند و فقط یک آگهی اشاره استخدام کارشناسی ارشد آرشیو کرده بود و مابقی گواهی‌ها هم در شروط لازم برای استخدامی و هم در عنوان شغل فقط اسم کتابداری را ذکر کرده بودند و هیچ گرایشی ارجحیت نداشت.

حال این سوال مطرح است، در استخدامی‌های رشته علم اطلاعات و دانش شناسی چه تفاوتی بین گرایش‌های تخصصی رشته وجود دارد؟

اما چند راهکار:

  1. براساس مشاغل موجود در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی باید گرایش‌های علمی شکل بگیرد نه براساس لاکچری بودن اسم گرایش (یعنی براساس شغل اقدام به ایجاد گرایش کنیم)
  2. حتما ابتدا وضعیت مشاغل سنجیده شود، سپس گرایش تحصیلی تاسیس شود و در گام بعد سرفصل دروس تدوین شوند، نه اینکه قبل از هر کاری عنوان گرایش جایگزین کلمه کتابداری در سرفصل ها و عنوان منابع اطلاعاتی شود و آش همان آش باشد و کاسه همان کاسه
  3. انجمن کتابداری و اطلاع رسانی اقدام به ارزیابی گروه‌های علمی نماید تا تایید انجمن به معنای اعتبار گروه‌های آموزشی باشد
  4. انجمن کتابداری و اطلاع رسانی برای دانش آموختگان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی گواهی مهارتی صادر کند و از شرکت ها و سازمان ها بخواهد که در اصول استخدامی شان گواهی مهارتی انجمن شرط اصلی باشد. (نقطه آغاز این کار هم می‌تواند در استخدامی‌های شرکت‌های دوست و البته نهاد‌ها و کتابخانه‌های دوست باشد و به مرور زمان در شرایط استخدامی تمامی سازمان ها و شرکت ها گنجانده شود)

مهدی رحمانی

دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *