ارتباط آموزش با اشتغال

امروز مطلبی در کانال‌های تلگرامی منتشر شده تحت این عنوان که ایران در میان ۱۳۰ کشور در بحث ارتباط آموزش با اشتغال رتبه اول را البته در آخر داراست. برایم این بحث جالب بود و البته مطمئنم برای هیچ کسی دور از انتظار نبود. در کنگره متخصصان علوم اطلاعات اول در نشستی تحت عنوان مسائل دانشجویان و دانش آموختگان عضو پنل بودم و مسائلی را مطرح کردم که از نظر من می‌تواند تاثیر گذار باشد. بحثی که خیلی در مورد آن بررسی داشتم بحث موانع موجود بر سر راه آموزش کتابداری بود و در آن برهه ۶ مشکل را ارائه کردم که در ادامه ارائه می‌کنم.

  1. منابع درسی توسط صاحب نظران انتخاب نمی شود و دانشجویان و بیشتر اساتید در این انتخاب دیده نمی شوند: همان‌طور که اکنون نیز مشاهده شد منابع درسی و آموزشی ما در دانشگاه مطابق با نیاز بازار کار نیست. این وحشتناک هست ولی واقعیتی غیر قابل انکار است. بنابراین اولین مانعی که در راه آموزش علم اطلاعات و دانش‌شناسی داریم نامرتبط بودن منابع با نیازهای بازار کار است و در عین حال ما نمی‌توانیم آموزش‌های لازم را به دانشجویان‌مان بدهیم تا بتوانند در شرکت‌ها و موسسات مسئولیت بپذیرند و فعالیت کنند. طبق بررسی‌هایی که انجام دادم بزرگترین معضل موسسات و سازمان‌ها در حوزه کاری علم اطلاعات و دانش‌شناسی استخدام نیروی جدید است. چون دانش آموخته دانشگاه که باید متخصص باشد و در آزمون پذیرش می‌شود در واقع تخصصی ندارد و آن‌قدر کار را اشتباه انجام می‌دهد یا آن‌قدر کارش گیر دارد که کارشناسان دیگر را مدت‌ها شاید دو یا سه سال درگیر آموزش خود می‌کند تا قواعد مثلا فهرست نویسی، نمایه سازی و سازماندهی که ما بیش از ۴۰ واحد می‌گذرانیم را در بازار کار یاد بگیرد.
  2. رشد بی‌رویه و حباب‌گونه دانشجویان مشکل دیگر است. با این کار تعداد فارغ التحصیلان رشته زیاد می‌شود و نتیجه آن بیکاری بسیاری از فارغ التحصیلان است. هر چه تعداد دانشجو بیشتر باشد تعامل استاد با آن‌ها کمتر است و نمی‌توان در یک کلاس ۶۰ نفره بحث‌علمی و تعاملی داشت. بنابراین فقط استاد متکلم وحده می‌شود و این کیفیت آموزشی را پایین می‌آورد. به وفور همه ما با این مشکل مواجه هستیم و حضور تعداد زیادی دانشجو در سر کلاس‌ها منجر به ایجاد مسائلی در آموزش شده است و استاد نمی‌تواند متوجه توانایی یا ناتوانی دانشجویی در مسائل آموزشی شود و نتیجه آن می‌شود همین مشکل که ما بدترین امتیاز را در بحث ارتباط آموزش و اشتغال کسب می‌کنیم.
  3. سرفصل دروس آن‌گونه که باید دانشجویان را، متخصص به بار نمی‌آورد و دروس موحود برای جامعه امروزی یا خیلی پیشرفته هستند یا خیلی مهندسی زده هستند و یا خیلی تکنولوژیکی. واضح بگویم بسیاری از دروس موجود در سرفصل ها مطابق با نیاز جامعه و سازمان‌ها تدوین نشده‌اند. با توجه به تاکید دانشگاه‌ها به اهمیت به سرفصل نیز دست استاد بسته می‌شود و مجبور است همان را درس بدهد. برخی از سرفصل‌های ما قدیمی هستند و رادیو را تکنولوژی جدید عنوان می‌کنند. برخی خیلی پیشرفته هستند و تا ۵۰ سال دیگر نیز کاربردی نخواهند داشت و در نهایت برخی هم تکنولوژیکی و دهن پر کن که تهش هیچ کاربردی برای جامعه ندارند. یعنی اصل را ول کرده‌ایم و چسبیده‌ایم به فرع.
  4. عدم تخصص برخی از اساتید مشکل دیگر رشته است. این بحث با کمال احترامی که برای اساتید محترم رشته قائل هستم بسیار مهم است. به نظرم باید برای اساتید رشته کلاس‌های بازآموزی برگزار شود. ما حوزه‌های جدیدی آورده ایم ولی استادمان همان تخصص قبلی را دارد و انتظار داریم دروس جدید و نوین را تدریس کند که آخرش منجر به این می‌شود که استاد جزوه‌ای به دانشجو بدهد و از وی بخواهد که همان را حفظ و بنویسد و حق تحلیل هم ندارد. پس تقاضایی که می‌توان در این برهه زمانی از گروه‌های علمی داشت برگزاری کلاس‌های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت برای اساتید است.
  5. مانع دیگر آن است که متاسفانه برخی از اساتید بیشتر تاکید بر فقط درس دارند و دانشجویان را از کارهای انجمنی و فوق برنامه منع می‌کنند. حضور دانشجویان در انجمن‌های علمی-دانشجویی موجب می‌شود تا شم مدیریت آن‌ها تقویت شود و بسیاری از مواردی که در کلاس قابل انتقال نیست را دانشجو می‌تواند در فعالیت‌های گروهی و انجمنی کسب کند. دانشجو در انجمن‌ها تمرین مدیریت و کار گروهی می‌کند و به تبع آموزش می‌بیند تا در بازار کار بتواند با مشکلات موجود کنار بیاید و سودمندی بیشتری داشته باشد. البته شاید با خواندن این مانع من رو متهم به انجمنی بودن بکنید ولی واقعا انجمن علمی و کار دانشجویی به تقویت توان دانشجو کمک می‌کند در نتیجه وقتی دانشجو از همان اول راه تمرین مدیریت می‌کند راحت‌تر می‌تواند وارد بازار کار شود و خلاقیت بیشتری خواهد داشت. شاید نیاز باشد عینک‌هایمان را عوض کنیم و جور دیگری ببینیم.
  6. مانع دیگری که بر سر راه آموزش آموزش علم اطلاعات و دانش‌شناسی وجود دارد فاصله میان اساتید و کم بودن تعامل گروه‌هاست که بیشترین صدمه را از این اتفاق دانشجو می‌بیند.  به نظرم این مساله هم کمابیش وجود دارد و به نظرم گروه‌های علمی برای پیشرفت باید با همدیگر تعامل داشته باشند و با استفاده از توانایی همدیگر در تقویت مهارت‌های دانشجویان تلاش کنند. ما در دروس مان برای رفع کمبودهای کتابخانه از روش امانت بین کتابخانه ای استفاده می‌کنیم، خب یک بار هم امانت بین گروهی داشته باشیم و امکانات و اساتید توانمند از یک گروه در اختیار گروه دیگر برای آموزش دانشجویان نیز قرار گیرد. البته این مساله مشکل است اما شدنی است چون هدف همه ما موفقیت رشته علم اطلاعات و دانش شناسی است.

در نهایت از شما که وقت گذاشتید و مطالعه کردید سپاسگزارم. اگر هم نظری داشتید خوشحال می‌شوم ارائه فرمایید.

بهروز باشید

مهدی رحمانی

دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

۳ دیدگاه‌

  1. maryam گفت:

    عالی بود

    اماا

    کو گوش شنوا ?????

  2. محسن گفت:

    باید بخاطر کسب رتبه اول این شاخص به اعضای محترم هیئت علمی کشور تبریک! گفت

    • پناهی گفت:

      پیش از آنکه به اعضای هیئت علمی تبریک بگوییم باید به سیستم آموزش عالی و به خصوص وزارت محترمه و فخیمه علوم تبریک گفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *