چالش کتابخوانی #کتاب_می‌خوانیم

در این مطلب سعی شده است خلاصه‌ای از یادداشت‌های ارسالی توسط دانشجویان برای چالش کتابخوانی #کتاب_می‌خوانیم ارائه شود.

#کتاب_می‌خوانیم

#رضا_دهقان

واقعیت را باید پذیرفت هر چند واقعیت تلخ و زننده باشد! واقعیت تلخ‌تر از این نیست که بپذیریم تنها ۶ درصد از جمعیت جامعه کتاب می‌خوانند!!! تاریخ کتاب، عجب تاریخ پر رمز و رازی دارد. دیر زمانی بود که کتاب‌ها در کنج کلیساها زنجیر می‌شدند. گذشت و گذشت کتاب‌ها آزاد شدند و کتابخانه‌ها پر شد. ولی ما اسیر غل و زنجیرهای عصر زمانه شدیم. ساعت‌ها با وسواس به آینه‌ها خیره می‌شویم در حالی که آینه اصلی‌مان همین کتاب‌هایمان است. آینه‌ای از جنس عبرت!!! آینه‌ نمایانگر تاریخ و تجربه.

 به امید روزی که کتاب بهانه‌ای باشد برای “بیدار شدن” نه بهانه‌ای برای سریع‌تر خوابیدن!

#کتاب_می‌خوانیم

#سهیلا_خوئینی

#کتاب_درمانی

برای اجرای کتاب درمانی ابتدا باید نیاز جامعه مخاطب را شناخت و سپس با توجه به نیاز او، بهترین کتاب را از میان انبوه کتاب‌ها انتخاب و در شرایط زمانی و مکانی درست، کتاب را در جهت ایجاد تغییر در نگرش و رفتار فرد و یا رشد و توسعه شخصیتی، به او پیشنهاد کرد. این موضوع همان اصلی است که در بازاریابی نوین مطرح می‌شود، تولید محصول با توجه به نیاز واقعی مشتری و سپس اطلاع رسانی آن در زمان و مکان مناسب برای جذب جامعه هدف. کتاب هم به عنوان یک محصول فرهنگی از این قائده مستثنا نیست.

#کتاب_می‌خوانیم

#لیلی_بنی_هاشم

مادرم اصرار داشت تا وقتی می‌شود کتاب امانت گرفت لزومی ندارد کتاب بخریم و اعتقادش بر این بود که کتاب برای خواندن است نه قایم کردن ولی من مثل موش، عاشق انبار کردن بودم و هنوز هم هستم. کتاب‌های من به دو دسته یک بار خوانده شده، و صد بار خوانده شده تقسیم می‌شوند. بعد از دست دادن ناجوانمردانه چند کتاب به امانت داده و بازپس نگرفته، وسواس خرید چندتایی کتاب‌های خاص خودم هم به سایر مشکلات اضافه شده است. در این حالت، کتاب مورد علاقه حتی توی قفسه کتاب هم نمی‌رود و عمدتاً عمر خود را جز مواقعی که خوانده می‌شود در کشو یا کمد می‌گذراند. الان لزوم مخزن را در کتابخانه به روشنی درک می‌کنم.

حالا که به گذشته فکر می‌کنم متوجه می‌شوم جمله کلیدی “بوی چسب کتاب میدی” را پدرم در اعتراض به کار کردن مادرم در کتابخانه به کار می‌برده است. چون من که همیشه بعد از شنیدن این حرف دوباره مادرم را با لذت بو می‌کردم، فکر می‌کردم این عطرها را کجا می‌فروشند.

#کتاب_می‌خوانیم

#علیرضا_پناهی

درست و حسابی یادم نمی‌آید اما از همان دوران کودکی پدر و مادرم برایم کتاب می‌خواندند، این را بیشتر از کتاب‌هایی که از آن دوران برایم به یادگار مانده است متوجه می‌شوم. همان کتاب‌های داستان و شعر کودکانه‌ای که لابه لای هر کدام از برگ‌های آن خاطره‌ای کوچک جا خوش کرده است. کمی که بزرگتر شدم چون مدرسه ما کتابخانه درست و حسابی نداشت عضو کتابخانه عمومی شدم. از دوران راهنمایی بود که به کتابخانه عمومی محل سر می‌زدم و کتاب امانت می‌گرفتم و می‌خواندم. این دوره بود که با دیکنز، کارول، ژول ورن، مارک تواین، دانیل دوفوئه و دیگران آشنا شدم و در دنیای ادبیات غرق. به دبیرستان که رسیدم مطالعاتم محدود به ادبیات نمی‌شد، در ابتدا شریعتی با آن نثر گیرا مرا به دام خود انداخت (تا همین اواخر هم ول کن نبود)، سپس جلال و از داستان نویسان وطنی صادق هدایت و بهرنگی مرا مجذوب خود کردند. فلسفه و تاریخ و شعر و ادب و فرهنگ وسیاست هرچه در آن کتابخانه عمومی پیدا می‌کردم می‌خواندم، چه کتاب خوب چه کتاب بد و در همین دوران بود که پخته شدم، شریعتی می‌گوید انسان بودن نیست شدن است، من سعی کردم در این دوران انسان شوم، کتاب مرا بسازد.

کاش برای کودکانمان بیشتر کتاب بخوانیم.

کاش برای کودکانمان بیشتر کتاب بخریم.

کاش کتابخانه‌های آموزشگاهی جانی تازه بگیرند.

کاش برای کودکانمان بیشتر کتاب بخوانیم.

کاش …

#کتاب_می‌خوانیم

#صفورا_شاهپوری

کتاب استاد و معلمی است که مداوم و درطی زمان آموزش می‌دهد و باعث پرورش روح و جان می‌شود. با خواندن هر کتاب تجربه اندیشمندی را زندگی خواهیم کرد. خواندن مداوم باعث اشتیاق به خواندن می‌شود. یکی از بهترین و هیجان انگیزترین لحظات زندگی‌ام وقتی بوده که خودم را جای شخصیت داستانی گذاشتم و زندگی را با آن هم مسیر شدم.

#کتاب_می‌خوانیم

#متینه_امیری

برای شروع مطالعه، نخست باید با کیوسک‌ها آشتی کرد. من عاشق مطالعه بودم و هستم. یادم می‌آید چگونه قبل از بروز پدیده‌ای به نام شبکه‌های اجتماعی، کتاب‌ها را در اندک زمانی می‌بلعیدم و از خواندن خسته نمی‌شدم. اما شبکه‌های اجتماعی کم کم مرا تنبل کردند و به خود مشغول. مطالب در آن به راحتی به دستم می‌رسیدند. کوتاه بودند و رسا، سرعت انتقال بالا بود و نیازی نبود برای داشتن اطلاعاتی به خصوص، حتماً آن را به خاطر بسپارم.

همه‌ ما علاقه مندان و بی علاقگان به مطالعه بی آنکه بفهمیم گرفتار گرداب مهیبی شدیم. مغروق در اطلاعاتی که خودشان دنبال ما می‌آمدند و نیازمندمان می‌کردند.

بارها به راه حل این مشکل فکر کردم که با وجود این طوفان اطلاعاتی، چگونه می‌توان به دوران طلایی و خلسه آور مطالعه و تمرکز بازگشت؟ به پاسخ بسیار ساده‌ای رسیدم! مطبوعات!

به نظرم نشریات (پیایندها)، بهترین منابع برای کسانی است که می‌خواهند عادت به مطالعه را در خود زنده کنند. به این دلیل که کم حجمند، اطلاعاتشان به روز است، ایده محور و خلاقند، کم هزینه‌تر از کتاب‌ها هستند، در کوتاه‌ترین زمان، اطلاعات جالبی در اختیار قرار می‌دهند و بهتر در خاطر می‌مانند و ده‌ها دلیل دیگر

#کتاب_می‌خوانیم

#آمنه_انصاری

پدرم از کودکی برایم کتاب می‌خواند. هر روز صبح روزش را با خواندن کتاب آغاز می‌کرد، شاهنامه، حافظ، مولانا و سعدی برایمان می‌خواند. برایم کتاب داستان می‌خرید، کتاب داستان‌های کودکانه جذاب… یادم می‌آید قصه‌های حسن کچل را چندین بارخوانده‌ام، کتاب قصه‌های مادربزرگ را درنوجوانی شاید ۱۰ بارخوانده باشم! درکودکی تمرینم داده‌اند، ذهن نیازدارد از تنبلی خواندن رهایی یابد. جمله “بچه‌ها نگاه می‌‌کنند، بچه‌ها یاد می‌گیرند” درست است. وقتی به گذشته برمی‌گردم با خود فکرمی‌کنم اگر پدرم کتابخوان نبود، اگر یک کتابخانه شخصی کوچک نداشت که من حسرت خواندنش را داشته باشم، شاید من هم الان کتابخوان نبودم. به وجود آوردن حس نیاز به خواندن در کودکان ازخود ما شروع می‌شود. چقدرکودکان ما، ما را در حال خواندن کتاب دیده‌اند؟! چه اشکالی دارد دیوارهای شهرمان به جای تبلیغات همیشگی تجاری، تبلیغات دائمی برای ترویج کتابخوانی داشته باشد؟ کتاب هم کالای فرهنگی است که نیاز به تبلیغ شدن درمحیط خانواده و جامعه دارد. من فکرمی‌کنم دیدن مداوم کتاب است که حس نیازبه خواندن را درما ایجاد می‌کند.

#کتاب_می‌خوانیم

#مریم_عندلیب

کتاب خواندن پلی است به سوی روشنایی که افق ذهنی انسان از لحاظ اطلاعاتی وسیع‌تر می‌شود انسان کتاب خوان تمایل بیشتری به بازدید از موزه‌ها و شرکت در کنسرت‌ها دارد و سه برابر افرادی که کتاب نمی‌خوانند، داوطلب در کمک به خیریه‌ها هستند. بنابراین افراد کتابخوان نسبت به جهان اطرافشان فعال‌تر و پویاترند که نه تنها به خود فرد بلکه به بهبود وضعیت اجتماعی کمک خواهد کرد. کتاب خواندن دریچه ایی است به سوی آرامش

#کتاب_می‌خوانیم

#زهرا_کیان_راد

آن وقت‌ها، وقتی در خانه‌ی خودمان زندگی می‌کردم، کتاب‌های پدرم را بلند می‌کردم تا نان بخرم. کتاب‌هایی که او خیلی به آن‌ها علاقه داشت. کتاب‌هایی که در زمانِ تحصیلش به خاطرشان، گرسنگی را تحمّل کرده بود. کتاب‌هایی که بابتشان پولِ بیست عدد نان را پرداخته بود، من به قیمتِ نصفِ نان، می فروختم. من کتاب‌ها را بدونِ انتخاب، بر می‌داشتم، معیارِ انتخابِ من، تنها، قطرِ آن‌ها بود؛ پدرم آنقدر کتاب زیاد داشت که فکر می‌کردم کسی متوجه نخواهد شد. تازه بعداً فهمیدم که او، تک تکِ کتاب‌هایش را همچون چوپانی که گله‌ گوسفندانش را می‌شناسد، می‌شناخت و یکی از این کتاب‌ها، خیلی کوچک و کهنه و زشت بود. من آن را به قیمتِ یک قوطی کبریت فروختم. امّا بعداً اطلاع پیدا کردم که ارزشِ آن، یک واگن پر از نان بوده است. بعدها، پدرم از من تقاضا کرد که برنامه‌ فروشِ کتاب‌ها را به او واگذار کنم. او با گفتنِ این جمله، از شرمِ صورتش سرخ شد و به این ترتیب، خودش کتاب‌ها را می فروخت و پول را برایم پست می‌کرد و من با آن، برای خودم نان می‌خریدم …”

#نان_سال‌های_جوانی نوشته #هاینریش_بل

#کتاب_می‌خوانیم

#مهران_محمدپور

کتاب همچون اقیانوس عظیمی می‌ماند که تجربیات و حوادث جالب زیادی در آن وجود دارد و ما نباید هنگام بیکاری و یا اوقات فراغت به سراغش برویم. این یار مهربان باید در تک تک لحظات زندگی ما جاری و ساری باشد.

#کتاب_می‌خوانیم

#پرنیان_عیسی_زاده

قبلاً که شبکه‌های اجتماعی نبود یادم هست کتاب خواندن را دوست داشتم خیلی زیاد، حتی داستان‌های مورد علاقه‌ام رو چند بار چند بار می خوندم. از موقعی که گوشی گرفتم و وارد شبکه‌های اجتماعی شدم دیگه حوصله کتاب خوندن رو ندارم حتی اگه زیر ۱۰۰ صفحه باشد. گاهی اوقات از شبکه‌های اجتماعی هم خسته میشم همش چیزهای تکراری، یکنواخت تا حالا نشده کپشنی رو در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی چند بار چند بار بخونم، ولی قبلنا این حس رو به کتاب‌های مورد علاقه‌ام داشتم.

برای ترویج کتابخونی در شبکه‌های اجتماعی راهکاری هست کتاب‌هایی که دوست داشتید به اشتراک بگذارید یا برای مدتی، روی عکس پروفایلتون بگذارید. یادمون باشه کار ما مجبور کردن به کتاب خوانی و مطالعه نیست بلکه تشویق کردن است.

#کتاب_می‌خوانیم

#مریم_مقدمی

غصه‌هایم دیگر فراموش شده اکنون در میان قمار باز داستایوفسکی و دوست خانواده‌اش غرق شده‌ام به خودم که می‌آیم تنها یک چیز از کتابش یادم مانده اگر خدا نباشد هر اشتباهی می‌توان کرد.

#کتاب_می‌خوانیم

#اکبر_غندی

اغلب اوقات انسان دنبال آن هست که یه نفر آن را درک کند. حرفش را بشنود و او را به آرامش دعوت کند. خواندن کتاب در بسیاری از موارد نه تنها مطالعه کننده را درک می‌کند بلکه درک بالاتری از خودش به آن نشان می‌دهد، نه تنها حرف آن را می‌شنود بلکه ذهن آن را می‌خواند، نه تنها آن را به آرامش دعوت می‌کند بلکه راهکاری برای آرامش مداوم به آن می‌دهد.

#کتاب_می‌خوانیم

#ساسان_جلالی

مطالعه کنید و کتاب بخوانید شاید در درون کتابی در قسمتی از آن در پاراگرافی از آن جمله ای باشد که بتواند زندگیتان را شیرین و خوش کند. همیشه در جست و جوی پنیر تازه زندگیتان باشید.

مهدی رحمانی

دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *