آمدنم بهر چه بود؟

هر سال و در روز تولدم یک سوال برایم پیش می‌آید و از خودم می‌پرسم که چرا پا به این دنیا نهادم؟ آمدنم برای چه بود و قرار است چه کاری انجام دهم. با مروری بر یک سال گذشته، ارزیابی از کارهایی که کردم و البته کارهایی که نکردم، انجام می‌دهم و به خودم نمره از ۱۰۰ نمره می‌دهم. امسال هم برگه‌ای برای خودم طراحی کردم و شروع کردم به نمره دادن، در حال سرو کله زدن بودم با برگه‌های ارزیابی‌ام و تلاش برای اضافه کردن نمره‌ام که تلفنم زنگ خورد. شماره ۹۱۵ آن هم روز تعطیل، یعنی چه کاری دارد؟ یک مکالمه کوتاه اما به یاد ماندنی … شخصی که تماس گرفته بود را سه سال پیش در یک برنامه کاری در حد ده دقیقه دیده بودمش و البته اسمش را هم به خاطر نداشتم. برایم جالب بود که بعد از سه سال شماره من را نگه داشته و تاریخ تولد من که باز نمیدانم از کجا فهمیده را یادش هست. تبریک تولدی گفت و سلامی رساند و خداحافظی کرد.  

برگردیم به بحث زیبای نمره دادن به خودم. هر چه بالا و پایین کردم نمره قبولی نمیگیرم حالا قول داده‌ام که برای سال بعد یک کار افزوده انجام بدهم و به صورت مشروط نمره قبولی بگیرم. بیست و شش سالگی برایم هم خوب بود هم خاطرات تلخی داشت. در این سال دو نفر که حافظه تاریخی خاندانمان بودند را از دست دادیم. هم مادر بزرگم و هم بزرگ خاندانمان که وداع با هر دو تلخ بود. تلخ تر از حدی که تصور می‌کردم… آنقدر تلخ که هر وقت یادش می‌افتم دلم به آشوب می‌افتد. یاد تلاش مردگان برای از بین بردن حافظه دنیا در سریال گیم آف ترونز می‌افتم. نگرانم برای خاندانی که حافظه اش را از دست داده است. تنها آرزویی که شاید می‌توانم داشته باشم این است که امیدوارم خاندانمان به آلزایمر مزمن دچار نشود.

البته بیست و شش سالگی برای من خاطرات خوب زیادی هم داشت. شاید سفرم به قزوین زیباترین خاطره این دوران باشد. البته در سن بیست و شش سالگی بیشتر از هر زمان دیگری سفر رفتم و این شاید نقطه قوتی باشد برای نمره گرفتن، از لحاظ علمی هم بد نبود و چند کار علمی خوب را به نتیجه رساندم اما خب کارهایی هم داشتم که هنوز هم که هنوز است پشت گوش انداختم و برخلاف همیشه پیگیرش نشدم. از لحاظ نوشتن هم بد نبود و هر زمان حس کردم نیاز هست که بنویسم؛ دست به قلم شدم. از لحاظ اقتصادی اما امسال ضررهای بزرگی کردم البته وضعیت مملکت عیان است و بهتر است که بیشتر ماجرا را باز نکنم…

دوستان خوبی پیدا کردم و البته با دوستان قدیمی‌ام هم رابطه‌ام نزدیکتر و پیمان دوستیمان قوی‌تر شد. شناخت بیشتری از اطرافیانم به دست آوردم و همراهان زمان سختی‌ها را شناختم و از این بابت خوشحالم. نمیدانم توانستم تاثیری در جامعه داشته باشم و یا حتی آیا توانستم برای یک نفر مفید باشم یا نه؟ نمی‌دانم. شاید در آینده راحت‌تر بتوانم در این مورد حرف بزنم. اما گمان می‌کنم که هر جا توانستم کاری بکنم، حرفی بزنم، تلاشی بکنم؛ دریغ نکردم.

حال وارد بیست و هفت سالگی شدم. در دلم آشوب است. آشوب اینکه چه خواهد شد؟ شاید امسال برخلاف همیشه برای خودم نقشه راهی ترسیم کنم. امسال کارهای بزرگی را باید به نتیجه برسانم. از آزمون جامعم گرفته که ۳ روز دیگر است تا پرپوزال، سربازی، فرصت مطالعاتی و هزاران تصمیم دیگر که هر کدام به اندازه خود مهم و تاثیرگذارند. امیدوارم بیست و هفت سالگی برایم سالی باشد که زمان نوشتن این متن در ۱۷ خرداد ۹۹ خیلی افسوس نخورم …

مهدی رحمانی

دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. خواننده گفت:

    پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
    بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند
    همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست
    طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند
    چشمه سار طبع من دیگر نمی جوشد ولی
    جویبار اشکم آهنگ روانی می کند
    بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن
    با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند
    ما به داغ عشقبازی ها نشستیم و هنوز
    چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند
    نای ما خامش ولی این زهره ی شیطان هنوز
    با همان شور و نوا دارد شبانی می کند
    گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
    با همین نخوت که دارد آسمانی می کند
    سال ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
    در درونم زنده است و زندگانی می کند
    با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
    خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند
    بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
    چون بهاران می رسد با من خزانی می کند
    طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
    هر چه گردون می کند با ما نهانی می کند
    دور اکبر خوانی ما طی شد اکنون یک دهن
    از اجل بشنو که با ما شمر خوانی می کند
    می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
    دفتر دوران ما هم بایگانی می کند
    شهریارا گو دل ما مهربانان مشکنید
    ور نه قاضی در قضا نامهربانی می کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *